صفحه اصلی
گزارش خبری فیلم عدالت برای همه
  • 7683 بازدید

گزارش خبری فیلم عدالت برای همه

نگارنده: مینا پشت کوهی

 

فیلم "عدالت برای همه" در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱ در سالن همایش مرکز تحقیقات و کرسی حقوق بشر، صلح و دموکراسی یونسکو در دانشگاه شهید بهشتی به نمایش گذاشته شد. اکران و نقد این فیلم در راستای اهداف حقوق بشری مرکز کرسی صورت پذیرفت که با استقبال بسیار خوبی از طرف مخاطبان مواجه شد. پس از نمایش فیلم، سخنرانان محترم به نقد فیلم پرداختند.

ابتدا دکتر هادی وحید، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی از منظر ارتباط حقوق با سینما و چالش هایی که سینما در به تصویر کشیدن مفاهیم انتزاعی همچون عدالت با آن روبروست طرح بحث کردند و وجود درسی به نام حقوق سینما را به عنوان یک ابزار تحقیق مفید دانستند. ایشان در خصوص عنوان فیلم قائل به این نظر هستند که عدالت مفهومی است که بشر همواره در جستجوی آن است و عناوینی از این قسم را دارای بار سنگین و انتخاب این عنوان را هوشمندانه دانستند. از نظر ایشان سرودی که در ابتدای فیلم توسط گروه کر متشکل از کودکان خوانده میشود و با جمله ی and the justice for all به اتمام میرسد متضمن این مفهوم است که جستجوی عدالت نسل به نسل باید منتقل شود و بچه ها که آینده ساز هستند سرود را میخوانند. نکته دیگر که در خصوص این فیلم مطرح کردند هماهنگی بین کاراکتر اصلی فیلم و بازیگر اصلی فیلم میباشد، وکیل جوانی در ابتدای کارش هیجان دارد که نقش آن را آل پاچینویی بازی می کند که خود نیز در اوج کار قرار دارد و در ابتدای مسیرش هست و اشاره به هنرمندی آل پاچینو شد که بر خلاف نقشش در پدرخوانده، در این فیلم نقش یک فرد مدافع عدالت را به خوبی بازی می کند، نقش وکیل جوانی که در آخر متوجه می شود هر آنچه در دانشکده حقوق خوانده با عمل خیلی فرق دارد و دچار یک یاس فلسفی و پریشانی می شود به خوبی بازی کرده و میمیک های صورتش هم خیلی دقیق این پریشانی و نگرانی را نشان می دهد. نکته دیگر زمان از زندان بیرون آمدن وکیل و حاضر شدن او در دادگاه است که از او خواسته میشود به وضعیت ظاهری خود رسیدگی کند ولی صحنه آخر فیلم بدون آن آداب و شئون وکالت روی پله های دادگاه نشسته و در واقع وجدان را به حرفه ترجیح داده و این خیلی مهم است که میتواند تحت تاثیر ارتباط بین نسلی وکیل جوان و پدربزرگش باشد که بارها از نوه ی خود می پرسد آیا تو وجدان داری؟!
این وجدان خودش را در چند جا و مهم ترین آن صحنه آخر نشان میدهد که وکیل همه چیز را رها میکند و به ندای وجدان عمل می کند و حاضر نمی شود از قاضی گناهکار دفاع کند حتی اگر هیچ مدرک و دلیلی مبنی بر ارتکاب جرم تجاوز توسط او وجود نداشته باشد. این مسائل هیچ کدام نه نقد وکالت است نه قضاوت بلکه بیان پارادوکس هاست و انسان همواره باید دست به انتخاب بزند و نباید خودش را مصون از انتخاب اشتباه بداند.
نکته دیگر این است که ما در قالب یک سری استانداردها و نظام فرمالیستی هستیم که ممکن است در صورت عدم نظارت، افرادی خود را فراتر از استانداردها تصور کنند و به جای خدمت به مردم و ارباب رجوع خود را برتر بدانند.

 

در ادامه دکتر محسن طاهری جبلی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی نقد خود را با شعر زیبایی از فردوسی شروع کردند، ایشان به بحث مباحث حقوقی و آیین دادرسی فیلم پرداختند و اشاره به جایگاه وکیل مدافع در فیلم داشتند، که اینطور نشان داد که در نظام قضایی چه به عنوان آرمان چه به عنوان واقعیت بسیار مورد تکریم  است تا آنجایی که حتی یک قاضی که قرار است که مورد محاکمه قرار گیرد و در صحنه سازی و تغییر نتیجه ی آزمایش دروغ سنجی و ارائه ی ادله ی دروغین به دادگاه هیچ محدودیتی ندارد، با این حال خود را از داشتن یک وکیل زبر دست مستثنی ندانست و حتما می خواهد وکیل داشته باشد و نیز به اصل تساوی سلاح ها به عنوان یکی از اصول دادرسی منصفانه اشاره کردند به طوری که در گذشته به دادستان، وکیل عمومی میگفتند که در مقابل وکیل خصوصی قرار دارد که منظور وکیل مدافع متهم است و این دو در جایگاه مساوی قرار دارند و نکته دیگر این است که در بعد قضاوت آیا واقعا مجازات با عمل ارتکابی انطباق دارد و برای آرام کردن وجدان عمومی عنوان هیات منصفه را می بینیم که به طور اتفاقی از عموم انتخاب می شود برای تامین وجدان عمومی، و نیز ایشان با اشاره به رخدادهای فیلم این مطلب مهم را بیان کردند که زندگی صحنه ی انتخاب های انسان است انتخاب هایی که ممکن است نتیجه ی آن برای ما مشخص نباشد و ما مدام بین این انتخاب ها در تعارض و چالش هستیم و وجدان میتواند مسیر درست انتخاب ها را برای ما مشخص کند. در پایان اشاره به اهمیت نقش رسانه در حقوق داشتند که به قولی رسانه قوه چهارم است و نیز سهم عدالت در تفسیر قانون نباید فراموش شود.
 

دکتر یاسمن خواجه نوری عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه با پرداختن به ابعاد جرم شناسی فیلم سخنرانی کردند. ایشان خورده شدن مدارک پرونده توسط متهم در سکانسی از فیلم را تحت عنوان پیشگیری وضعی مورد بررسی قرار دادند و رابطه ی وکیل با پدربزرگش را تحت نظریه ی علقه های اجتماعی هیرشی بررسی کردند که این دلبستگی به فردی از فامیل و گوشزدهای وجدانی این فرد که مورد علاقه ی وکیل جوان است او را از ارتکاب جرایم شغلی مصون داشته است و نیز اشاره به تبعیض نژادی و جنسی در خلال اتفاقات فیلم که منجر به خودکشی یکی از موکلین او در زندان میگردد. بحث دیگر تقابل حقوق جزای کلاسیک و مدرن است و بحث اصلاح و درمان مجرمان، که اشاره به محیط نا امن و ناسالم زندان دارد و نوجوانی که ابتدا سعی دارد از طریق قانونی پرونده اش را پیگیری کند اما وقتی میبیند که مورد ظلم واقع شده اینقدر به او فشار وارد می شود که تصمیم می گیرد گروگان گیری کند و در قالب نظریه فشار مرتون قابل بررسی میباشد و در پایان اشاره به جایگزینی رویکرد مجازات گرایانه ی جامعه با رویکرد اصلاح و درمان به جرم داشتند.
 

در پایان جناب دکتر نجفی ابرند آبادی و جناب دکتر میرمحمد صادقی به درخواست حضار و مدعوین به جایگاه سخنرانی تشریف آوردند و دکتر نجفی ابرندآبادی با بیان شیوای خود ابراز خوشحالی از پایان نسبی کرونا و فراهم آمدن دوباره ی اجتماعات علمی و دانشجویی فرمودند، درادامه اشاره فرمودند که در کنار واژه حقوق و رسانه، جرم شناسی و رسانه هم داریم و رسانه به سه دسته تقسیم می شود از جهتی رسانه های حقیقی و مجازی، رسانه های دیداری و شنیداری، رسانه های نوشتاری که این فیلم جز رسانه دیداری محسوب می شود. درجرم شناسی بحثی مطرح است که آیا رویت فیلم های سینمایی جنبه آموزشی و فرهنگی دارد یا بالعکس رویت فیلم جرم زا است ؟ یعنی تماشاگر را تشویق می کند به ارتکاب جرم یا بالعکس جنبه بازدارندگی دارد.
در راستای این بحث جرم شناسی رسانه ای مطرح میشود و اینکه روزنامه نگارانی که آشنا به مسائل حقوقی هستند در حوزه خبررسانی اتفاقات حقوقی به طور تخصصی فعالیت کنند که به افراد اطلاعات اشتباه داده نشود و رابطه درستی میان مردم و حقوق و نهاد های عدالت کیفری یعنی پلیس، دادسرا، دادگاه و زندان ایجاد کنیم. نکته دیگر اشتباه قضایی است که انکار نشدنی است و مردم گاهاً ممکن است به خاطر اشتباه قضایی حتی اعدام هم بشوند. نکته دیگر هیات منصفه است که در ایران هیات منصفه را فقط درجرایم مطبوعات و جرائم سیاسی می بینیم اما در فرانسه هیات منصفه در جرائم جنایی و سازمان یافته وجود دارد که از میان افرادی که در انتخابات شرکت کرده اند انتخاب می شوند. هیات منصفه در حقیقت نماینده افکار عمومی هستند نه افکار دولت و هدف این است استبداد قاضی را تلطیف کند. ایشان آخرین سخن خود را در قالب نظریه ی برچسب زنی مطرح فرمودند که توهین ضابط به متهم ممکن است خیلی به او آسیب بزند زیرا اولین برخورد متهم با سیستم عدالت کیفری در قالب برخورد با ضابط است که ممکن است با عناوینی که ضابط به او میدهد هویت مجرمانه پیدا کند.
نشست با فرمایشات جناب دکتر میرمحمد صادقی پایان یافت، ایشان بحث جذابیت مباحث حقوق جزا را مطرح فرمودند که رسانه و فیلم سازی بیشتر در این حوزه فعالیت دارند و نکته ای در خصوص نادرست بودن مقایسه هایی هست که افراد در سطح جامعه دارند که به طور مثال اقشار و مشاغل در برخورد با یکدیگر به مقایسه ی سطح درآمد میپردازند و منجر به ایجاد حس کینه و باعث میشود که خدمات اجتماعی به درستی انجام نگیرد و در ارتباط با هیات منصفه معتقد به این نظر بودند که زمانی واقعا هیات منصفه است که قرعه کشی صورت بگیرد، افراد اتفاقی انتخاب شوند ‌و فقط شرایط عمومی باید لحاظ شود مثل اینکه فرد سو‌‌ء سابقه نداشته باشد و انتخاب هیات منصفه توسط دولت و از بین افراد دولت با هدف این نهاد مغایرت دارد.





















افزودن نظرات